صفحه قبل1...45678...10صفحه بعد

عشق آن نیست که یک دل به صد یار دهی عشق آن است که صد دل به یک یار دهی

زندگی شیبی است و عشق سیبی است و وای بر حال آن که در عشق پایبند نظم وترتیبی است.. واما تو:قرار نبود آن وقتهای توجایشان رابااین وقتهای من عوض کنند.قرار نبود عشق هم مثل گیلاس.بوسه.عیدی و تعطیلات تابستان اولش قشنگ باشد.قرارنبود کسی سختش باشد بگوید دوستت دارم.قرار نبود کسی به هوای نشکستن دل دیگری بماند.قرار بود هر کس به هوای نشکستن دل خودش بماند.قرار نبود هر چه قرار نیست باشد.قرار تنها بر بیقراری بودوبس.گمان نمیکنم گناه من سنگین تر از نگاه تو باشد.اما یقین دارم کودک دلت کمترازپیش بهانه ی لالایی های

عاشق هر که هستید ، با وفاداری به او عشق بورزید

+ تاريخ دوشنبه 15 خرداد 1391ساعت 16:04 نويسنده jadeyeasheghi | ارسال نظر(0)

صفحه قبل1...45678...10صفحه بعد

 

جزیره عشق
با سکوت زیرکانه منو فریاد زدی
با چشات دوست دارم رو تو گوشم داد زدی
با نگاه عاشقت مست مستم کردی
بی می و جام و سبو باده پرستم کردی
الهی الهی تا نفس تو سینه هست
بمونی برای من
 
*عشق ويزاي ورودبه کشوردل است*
+ تاريخ دوشنبه 15 خرداد 1391ساعت 16:04 نويسنده jadeyeasheghi | ارسال نظر(0)

صفحه قبل1...45678...10صفحه بعد

 

عشقه ، اشک بيرنگه درد عشقه ?- خون وقتي مياد بيرون ميسوزه اما اشک اول ميسوزه بعد بيرون مياد ? - خون مال زخم جسمه ولي اشک مال زخم روحه ? - جاي زخم خون خوب ميشه ولي مال اشک خوب نميشه ? - خون هميشه مال درد و غمه ولي اشک بعضي وقتا مال خوشحاليه ? - جلوي خون و ميشه گرفت ولي اشک رو نه ? - از جاري شدن خون، کسي خجالت نميکشه اما بعضيا از اينکه اشک بريزن خجالت ميکشن
+ تاريخ دوشنبه 15 خرداد 1391ساعت 16:01 نويسنده jadeyeasheghi | ارسال نظر(0)

صفحه قبل1...45678...10صفحه بعد

کاش فقط یکبار از نگاهم می فهمیدی که چقدر دوست دارم باهات باشم.

کاش می فهمیدی که دلم میخواد بهت بگم که دوستت دارم. ولی می ترسم.

وقتی دیدمت دلم لرزید. وقتی نگاه مهربونت رو می دیدم احساس کردم

که چقدر این نگاه و دستهای مهربونت به داشتن من نیاز داره.

کسی که نگاه زیبایت را درک کنه. کسی که مرحمی باشه برای تمام دلتنگی

هات. کسی که دستهای تو رو توی دستش بگیره و نوازش کنه. آخ...

کاش مال من بودی. کاش مال من بودی.

+ تاريخ دوشنبه 15 خرداد 1391ساعت 16:00 نويسنده jadeyeasheghi | ارسال نظر(0)

صفحه قبل1...45678...10صفحه بعد

انگار همین دیروز بود انگار همین چند دقیقه پیش از کنارم رد شدی...

باور کن هنوز عطر خوشت توی باورم داره میپیچه...

چقدر بهت نزدیکم ولی ای کاش می تونستم محکم بگیرمت تا هیچ وقت از

من دور نشی ، چقدر خوب حست میکنم ولی ای کاش می تونستم

همیشه کنارت باشم

یادش بخیر !

وای که چقدر دلم هوای تو رو کرده ، مثل اینکه الان پیش تو هستم و دارم

کنارت پرواز میکنم...

عزیزم کجایی؟ توی یک قدمی من هستی و نمی تونم محکم بگیرمت تا

دوباره ترکم نکنی...

عزیزم کجایی؟ وجودم رو از یادت پر کردی ولی افسوس که فقط یادت برام

مونده...

عزیزم کجایی؟ که میخوام باهات یکی بشم ، گذشته و امروز رو یکی کنم و

آینده رو هم با دستات گره بزنم تا دیگه هیچ وقت از دستت ندم...

دلم میخواد واسه همیشه کنارم باشی و مواظب باشی تا همین چندتا

چیزی که از تو عشقت توی قلب و ذهنم و ازت به یادگار مونده رو از دست

ندم...

+ تاريخ دوشنبه 15 خرداد 1391ساعت 15:52 نويسنده jadeyeasheghi | ارسال نظر(4)

صفحه قبل1...45678...10صفحه بعد

عاشق عاشق تر

 

نبود در تار و پودش دیدی گفت عاشقه عاشق
@@@@@@@ نبودش @@@@@@@@@
امشب همه جا حرف از آسمون و مهتابه ، تموم خونه دیدار این خونه
فقط خوابه ، تو که رفتی هوای خونه تب داره ، داره از درو دیوارش غم
عشق تو می باره ، دارم می میرم از بس غصه خوردم ، بیا بر گرد تا ازعشقت
نمردم، همون که فکر نمی کردی نمونده پیشت، دیدی رفت ودل ما رو سوزوندش
حیات خونه دل می گه درخت ها همه خاموشن، به جای کفتر و گنجشک کلاغای
سیاه پوشن ، چراغ خونه خوابیده توی دنیای خاموشی ، دیگه ساعت رو
طاقچه شده کارش فراموشی ، شده کارش فراموشی ، دیگه بارون نمی
باره اگر چه ابر سیاه ، تو که نیستی توی این خونه ، دیگه آشفته
بازاریست ، تموم گل ها خشکیدن مثل خار بیابون ها ، دیگه از
رنگ و رو رفته ، کوچه و خیابون ها ،،، من گفتم و یارم گفت
گفتیم و سفر کردیم،از دشت شقایق ها،با عشق گذرکردیم
گفتم اگه من مردم ، چقدر به من وفاداری، عشقو
به فراموشی ،چند روزه تو می سپاری
گفتم که تو می دونی،سرخاک
تو می میرم ، ولی
تا لحظه مردن
نمی گیرم
از دل

 

+ تاريخ یکشنبه 14 خرداد 1391ساعت 13:09 نويسنده jadeyeasheghi | ارسال نظر(0)

صفحه قبل1...45678...10صفحه بعد

در نقطه چین دلتنگی یهو عاشقم کردی،توبودی که منو باور کردی. .

توی یخبندون بی عشقی،باقلبی پراز احساس بازم عاشق ترم کردی

از اینکه لمس دستهات شده مرحم برای من،بدجوری مغرور مغرورم. .

از اینکه پیش من هستی همیشه تا ته بودن،ازت ممنون ممنونم

+ تاريخ یکشنبه 14 خرداد 1391ساعت 12:43 نويسنده jadeyeasheghi | ارسال نظر(0)

صفحه قبل1...45678...10صفحه بعد

کجا برم به کی بگم عشق تو قاتل منه

یادتو روزگارمو رنگ سیاهی میزنه. . .

حیف من که عاشق تو بودمو هستم

حیف من که فقط تورو می پرستیدم. . .

کم غصه داشتم توهم شدی یه غصه جدید

دیوار خونه خسته شد از بس گربه هامو دید. . .

 

+ تاريخ یکشنبه 14 خرداد 1391ساعت 12:37 نويسنده jadeyeasheghi | ارسال نظر(0)

صفحه قبل1...45678...10صفحه بعد

 

این دفتر شعر که دیوان من است

محصول خیالات پریشان من است

خواهش ز تو دارم که فاشش نکنی

زیرا که عشق بر ان همه ایمان من است

+ تاريخ جمعه 12 خرداد 1391ساعت 15:19 نويسنده jadeyeasheghi | ارسال نظر(0)

صفحه قبل1...45678...10صفحه بعد

 

شاید وسعت شانه هایم برای انبوه هق هق گریه های تو کوچک بود

شاید از این که در قلب من اشیانه کنی در تردید بودی....

شاید هم تو فلالمی بودی که مرا با بی رحمی از دیار محبت خود

بیرون راندی ای کاش می گفتی چرا رفتی.

+ تاريخ جمعه 12 خرداد 1391ساعت 15:18 نويسنده jadeyeasheghi | ارسال نظر(1)
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران