صفحه قبل1...8910صفحه بعد

 

امروز هم گذشت یه روز دیگه از روز های بی تو بودن

هنوز از این روزای وحشتناک باقی مونده...

تنهای تنها میون این همه ادم سخته.

+ تاريخ چهارشنبه 27 اردیبهشت 1391ساعت 23:06 نويسنده jadeyeasheghi | ارسال نظر(0)

صفحه قبل1...8910صفحه بعد

 

نیمکت عاشقی یادت هست؟

کنار هم،نگاه در نگاه و سکوتمان چه گوش نواز بود..

بید مجنون زیر سایه اش امانمان داده بود،

برگ های رنگینش را به نشانه ی عشقمان بر سرمان میریخت..

او نیز عاشق بودنمان را به رخ پاییز می کشید..

اما اکنون پاییز.. نبودنت را،جداییمان را به رخ می کشد.

+ تاريخ چهارشنبه 27 اردیبهشت 1391ساعت 23:03 نويسنده jadeyeasheghi | ارسال نظر(0)

صفحه قبل1...8910صفحه بعد

 

ای عزیز جان!

من برای مرگ خود یک بهانه می خواهم...یک بهانه ی پوچ عاشقانه میخواهم

از غمی که میدانی با تو بودنم مرگ است و بی تو بودنم هرگز!

گر بهانه این باشد،من بهانه میگیرم..

عاشقانه میمیرم!

+ تاريخ چهارشنبه 27 اردیبهشت 1391ساعت 22:57 نويسنده jadeyeasheghi | ارسال نظر(0)

صفحه قبل1...8910صفحه بعد

 

همه را از پادر می اورد

از خدا که قوی تر نیستیم

خیانت شیطان بااو چه کرده است

که اینطوری بی خیال دنیا شده است!!...

+ تاريخ چهارشنبه 27 اردیبهشت 1391ساعت 21:56 نويسنده jadeyeasheghi | ارسال نظر(0)

صفحه قبل1...8910صفحه بعد

 

دستانم گرمی دستات را می خواهد پس دستانم را به تو میدهم

قلبم تپش قلبت را میخواهد پس قلبم را به تو میدهم

چشمانم نگاه زیبایت را میخواهد پس نگاهم از ان توست

عشقم تمامی لحظات تورو میخواهند و برای باتو بودن دلتنگی میکند

دل من همانند اسمان ابری از دوری تو ابری است

درخشش چشمانم همانند خورشید درخشان انتظار چشمانت را میکشد

پس بدان اگر پروانه سوختن شمع را کند من هرگز فراموشت نخواهم کرد

عاشقانه دوستت خواهم داشت

+ تاريخ چهارشنبه 27 اردیبهشت 1391ساعت 21:21 نويسنده jadeyeasheghi | ارسال نظر(0)

صفحه قبل1...8910صفحه بعد

خیلی سخته که بغض داشته باشی اما نتونی گریه کنی

خیلی سخته که عزیزترین کست ازت بخواد فراموشش کنی

خیلی سخته که روز تولدت همه بهت تبریک بگن اما اون کسی که فکر میکنی بخاطرش زنده ای بهت تبریک نگه

خیلی سخته که دلتو به یه نفر ببازی بعد اون بگه دیگه دوست نداره

خیلی سخته که همه چیزتو به یه نفر بدی بعد اون بگه دیگه نمیخواد

خیلی سخته.....

+ تاريخ چهارشنبه 27 اردیبهشت 1391ساعت 21:12 نويسنده jadeyeasheghi | ارسال نظر(0)

صفحه قبل1...8910صفحه بعد

از اینه ی چشمانت،از بغض گلویت،از لرزش دستات،از اشکای بی دلیلت،یک حمله در ذهنم نشست:... (دلم شکست)

+ تاريخ چهارشنبه 27 اردیبهشت 1391ساعت 21:03 نويسنده jadeyeasheghi | ارسال نظر(0)

صفحه قبل1...8910صفحه بعد

 

هنوز هم عاشقانه هایم را عاشقانه برای تو مینویسم...

هنوز هم در ازدحام این همه بی تو بودن از باتو بودن حرف میزنم...

هنوز هم باور دارم عشق ما جاودانه است...

+ تاريخ چهارشنبه 27 اردیبهشت 1391ساعت 20:12 نويسنده jadeyeasheghi | ارسال نظر(0)
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران