امروز هم گذشت یه روز دیگه از روز های بی تو بودن
هنوز از این روزای وحشتناک باقی مونده...
تنهای تنها میون این همه ادم سخته.
نیمکت عاشقی یادت هست؟
کنار هم،نگاه در نگاه و سکوتمان چه گوش نواز بود..
بید مجنون زیر سایه اش امانمان داده بود،
برگ های رنگینش را به نشانه ی عشقمان بر سرمان میریخت..
او نیز عاشق بودنمان را به رخ پاییز می کشید..
اما اکنون پاییز.. نبودنت را،جداییمان را به رخ می کشد.
ای عزیز جان!
من برای مرگ خود یک بهانه می خواهم...یک بهانه ی پوچ عاشقانه میخواهم
از غمی که میدانی با تو بودنم مرگ است و بی تو بودنم هرگز!
گر بهانه این باشد،من بهانه میگیرم..
عاشقانه میمیرم!
همه را از پادر می اورد
از خدا که قوی تر نیستیم
خیانت شیطان بااو چه کرده است
که اینطوری بی خیال دنیا شده است!!...
دستانم گرمی دستات را می خواهد پس دستانم را به تو میدهم
قلبم تپش قلبت را میخواهد پس قلبم را به تو میدهم
چشمانم نگاه زیبایت را میخواهد پس نگاهم از ان توست
عشقم تمامی لحظات تورو میخواهند و برای باتو بودن دلتنگی میکند
دل من همانند اسمان ابری از دوری تو ابری است
درخشش چشمانم همانند خورشید درخشان انتظار چشمانت را میکشد
پس بدان اگر پروانه سوختن شمع را کند من هرگز فراموشت نخواهم کرد
عاشقانه دوستت خواهم داشت

خیلی سخته که بغض داشته باشی اما نتونی گریه کنی
خیلی سخته که عزیزترین کست ازت بخواد فراموشش کنی
خیلی سخته که روز تولدت همه بهت تبریک بگن اما اون کسی که فکر میکنی بخاطرش زنده ای بهت تبریک نگه
خیلی سخته که دلتو به یه نفر ببازی بعد اون بگه دیگه دوست نداره
خیلی سخته که همه چیزتو به یه نفر بدی بعد اون بگه دیگه نمیخواد
خیلی سخته.....

از اینه ی چشمانت،از بغض گلویت،از لرزش دستات،از اشکای بی دلیلت،یک حمله در ذهنم نشست:... (دلم شکست)
هنوز هم عاشقانه هایم را عاشقانه برای تو مینویسم...
هنوز هم در ازدحام این همه بی تو بودن از باتو بودن حرف میزنم...
هنوز هم باور دارم عشق ما جاودانه است...