اولین روز بارانی را بخاطر داری؟ غافلگیر شدیم،چتر نداشتیم،دویدیم،خندیدیم

وبه شالاب شلوپ های گل الود عشق ورزیدیم

دومین روز بارانی چطور؟

پیش بینی اش را کرده بودی،چتر اورده بودی ،من غافلگیر شدم سعی می

کردی من خیس نشوم وشانه سمت چپ تو کاملا خیس بود

سومین روز چطور؟

گفتی سرت درد می کند حوصله نداشتی سرمابخوری چتررا کاملا

بالای سرت خودت گرفتی وشانه راست من کاملا خیس شد

چند روز پیش چطور؟

به خاطر داری؟که بایک چتر اضافه امدی و مجبور بودیم

برای اینکه پین های چتر تو چش و چالمان نرود 2 قدم از دور تر

برویم فردا دیگر نمی ایم ، تنها برو


+ تاريخ دوشنبه 01 خرداد 1391ساعت 10:41 نويسنده jadeyeasheghi | ارسال نظر(0)
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران