
امروز امده و هنوز به یاد دیروزم،بی تاب و بی قرار ، هنوز دارم
به عشقت میسوزم
دیروز رفته و دلم کجای کار است، نمیدونم دلت هنوز به یاد من است.
میسوزم و میسازم و گله ای ندارم از این لحظه ها این تقدیر من است
با همین حال و روزم هدر رفت تمام سالها می دانم فردا می اید و من مثل امروز
که در حسرت دیروز نشسته بودم، مثل دیروز که عاشقت شده بودم،عاشق شده بودم
و از این روزها بی خبر بودم، نمیدانستم تو میروی، چقدر من خوش خیال بودم...